داستان بکن بکن | وبلاگ

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان بکن بکن

داستان بکن بکن

داستان بکن بکن
 
داستان سکس معین با زری | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-معین-با-زر…
Translate this page
Jul 14, 2010 – داستان از اونجائی شروع شد كه به حسن آقا ماموریت دادن باید یه هفته …. كشید گفت كون بسه بكن تو كسم تو همون حالت با دستش كیرم رو گرفت برد جلوی …
داستان سکس امیر و اکرم | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-امیر-و-اکرم…
Translate this page
Jul 14, 2010 – داستان سکس رزیتا و آقای جاهد · داستان سکس مهسا با شاهین » …. و گاهي هم چوچولش رو ميماليدم اكرم سرعتش زياد شده بود ميگفت تند تند بكن كسم رو جر …
داستان سکس با فیروزه | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-با-فیروزه/
Translate this page
Jul 14, 2010 – بیا منو بكن. گفتم كوس می دی ؟ گفت : نه بابا اون كه بسته س. كون می دم اون هم چه كونی. و باسنش رو داد بالا. همون باسن هایی كه اون روز حال منو بد كرده بود …
عرفان و مهسا | bia2sexdotnet
https://bia2sexdotnet.wordpress.com/2011/03/18/عرفان-و-مهسا/
Translate this page
Mar 18, 2011 – این رفیقم اسمش عرفان هستش و اینقدر باحال این داستان رو واسم تعریف کرد که من تو تمام طول … و در بکن بکن سابقه طویلی داشتن منو اذیت میکردن .
زن عمو سهیلا | بهترین داستان های س+ک+س+ی
https://4udastan.wordpress.com/2009/09/28/زن-عمو-سهیلا/
Translate this page
Sep 28, 2009 – … حالا بيا كيرت رو بكن تو كسم منم خوابندمش رو تخت و كيرم رو گذاشتم جلو كسش و با فشار تا ته كردم تو يه واييييييييييييييي گفت و من شروع …

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS