داستان بکن بکن با خاله جون | وبلاگ

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


                                      

                                                                    

خانه » دسته‌بندی نشده » داستان بکن بکن با خاله جون

داستان بکن بکن با خاله جون

داستان بکن بکن با خاله جون
 
باسن خاله ام | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/10/1-5/
Translate this page
Jul 10, 2010 – باسن خاله ام … خالمم دیگه مشکلی نداشت گفت تو که کردی هرچه قد میخوای بکن. اونجام هم از کس کردم هم از کون خوابیده ووایستاده…. از اون به بعد اون شبایی که قرار ه اونجا برم 3 یا 4 بار با خالم سکس خفنی میکنیم… … گایش خاله جون.
چه کوسی بود دوست خالم – sahvatnak
https://sahvatnak.wordpress.com/2015/06/02/سلام-دنیا/
Translate this page
Jun 2, 2015 – دوستان اگه کسی حوصله ی خوندنشو نداره زور نیس نخونه من با همه ی جزئیات میگم بریم سر… … نازنین نازنین خاله جون دیدم که خودمم تنهام بعد زنگیدم به مامانم گفتم که رسیدم نگران نباشه و از این حرفا … شد البته تو خونه بهم گفتن اینکا رو بکن ها چون یه چیزایی از ماساژ بلد بودم بهش … اینم داستان من ببخشید زیاد شد…
من و خاله ام | داستان سکسی
https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/1-7/
Translate this page
Jul 10, 2010 – خودمو شستم و یدفعه گفتم خاله میشه بیای پشته منو بشوری آخه با این لیفا عادت ندارم. منم که شق کرده بودم … گفتم چه طور بود خاله جون؟ گفت: عالی بود … گفت: وحشی کسم جر خورد اندازه کیرتو ببین بعدا بکن تو کسم. منم اون تو یذره …
زن عمو سهیلا | بهترین داستان های س+ک+س+ی
https://4udastan.wordpress.com/2009/09/28/زن-عمو-سهیلا/
Translate this page
Sep 28, 2009 – يه زن عمو دارم به اسم سهيلا كه خيلي خوشگله سفيد با چشم آبي و قد و هيكل … مي گفت جون جون بكن بكن جربده من رو از خوردن كونش به روناي پام خيلي حال …
عرفان و مهسا | bia2sexdotnet
https://bia2sexdotnet.wordpress.com/2011/03/18/عرفان-و-مهسا/
Translate this page
Mar 18, 2011 – این رفیقم اسمش عرفان هستش و اینقدر باحال این داستان رو واسم تعریف کرد که من … صبحانه (سکس با خاله) … و در بکن بکن سابقه طویلی داشتن منو اذیت میکردن . آخه من زیاد از این کارا خوشم نمیومد. البته دوست دختر که خیلی داشتم ولی تا حالا با هیچکدوم سکس نداشتم. … روز پنجشنبه بود و مامان من و مهسا رفته بودن خرید.

 


تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز
NS